بسم الله الرحمن الرحيم
مزاياي عضويت در گروه ايران پي سي
· دريافت جديدترين اس ام اس ها و جوک ها و مطالب جالب و.........
· دريافت ايميل در زمينههاي مختلف از قبيل: طنز، عکس، Wallpaper، شعر، داستان، روانشناسي، کتابشناسي، ايرانگردي و جهانگردي، آموزش کامپوتر و اموزش ها و کتابهای الکترونیکی در ضمینه های مختلف و..........
· دريافت خبري با محوريت اهم اخبار روزنامهها، خبرگزاريها و روزنامههاي اينترنتي.
· دريافت جديدترين آلبومهاي موسيقي
· دريافت لينک دانلود جديدترين و مفيدترين نرم افزار هاي روز
نحوه عضويت در گروه
براي عضويت در گروه فقط کافي است که ايميل خود را در کادر زير وارد کنيد.
سپس براي شما يک پيام تاييد از (noreply@googlegroups.com) با عتوان تاييدکردن ثبت نام ارسال مي شود و شما بايد روي لينکي که در نامه قرار دارد براي تاييد کردن عضويت کليک کنيد. تا آن موقع لطفا صندوق پست الکترونيک خود را براي اين پيام بازديد کنيد.
براي سلامتي اقا امام الزمان صلوات 
شايد اين جمعه بيايد.................
شايد........
دانلود رايگان کتاب گنجينه عظيم دعاهاي ناياب (کتاب داروخانه معنوي)
پــــرســــش و پاســـــخ مــــــذهــــبی
ارسال رايگان پيام کوتاه از طريق اينترنت
کــــــلــــــؤپ تـــرک خودارضايي!!!!!!!
در گروه اسلامي ما در گوگل عضو شويد تا هميشه با هم باشيم
www.Arvah.net تماس با ارواح
چند عکس جالب از اين جو چيزا!

http://i11.tinypic.com/33lo8xg.gif
http://i10.tinypic.com/29ut281.gif
http://i15.tinypic.com/4d47n75.gif
مقالات زير برگرفته از سايت : www.Arvah.net مي باشد
آيا روح از زمان آفرينش و تکوين خود از تمام استعدادهاي خود متمتع مي شود؟
نه زيرا روح همانند انسان کودکي خود را دارد , ارواح در اصل خود هيچ وجود غريزي ندارند و از خود و اعمال خود بسختي آگاهند , هوش بعدا بتدريج رشد مي نمايد.
حالت روح در اولين تجسد خود چگونه است؟
حالت بچه را در بدن فيزيکي خود دارد , هوش او بسختي شکوفا مي شود او در زندگي استعداد و قوه خود را مي سنجد.
آيا روح انسان هاي وحشي در حالت کودکي هستند؟
کودکي نفوس آنها نسبي است اما نفس آنها از پيش رشد پيدا کرده است , آنها داراي شهوات هستند.
آيا شهوات نشانه رشد است؟
نشانه رشد بله اما کمال نه , اين يک علامت فعاليت است و علامت شعور ((من )) در حاليکه در نفس اوليه هوش و زندگي در حالت جنيني قرار دارند.
زندگي روح در مجموع همان مراحلي را طي مي کند که ما در زندگي فيزيکي طي مي کنيم , روح بتدريج از حالت جنيني به حالت کودکي و از کودکي در طي دوره ها بحالت بلوغ و سپس به کمال مي رسد با اين تفاوت که سقوط و فرودي مانند زندگي فيزيکي ندارد , زندگي روح که آغازي داشته است پاياني نخواهد داشت , از نقطه نظر روح براي اينکه از دوران کودکي روحي به رشد کامل برسد نيازمند به زمان طولاني است و پيشرفت او نه فقط بر روي يک کره بلکه در جهان هاي مختلف کامل مي شود. زندگي روح بدينترتيب از يک سلسله وجودهاي بدني تشکيل مي شود که هر کدام از آنها براي روح فرصتي است براي پيشرفت , زيرا هر وجود بدني از يک سلسله ايامي تشکيل مي شود که در هر يک از آنها انسان تجربه و آموزش بدست مي آورد. همانطور که در زندگی انسان روزهایی است که هیچ ثمری برای او به بار نمی آورد . برای روح دز زندگی بدنی نیز ایامی است که ثمری ندارد زیرا نمی دانسته که از آن بهره مند شود.
آیا انسان می تواند در این زندگی از طریق یک رفتار کامل همه درجات را طی کند و یک روح کامل بشود بدون اینکه مراحل واسطه را طی کند؟
نه زیرا انسانی که فکر می کند کامل است از کمال فاصله بسیار دارد . صفات و کیفیاتی است که برای انسان ناشناخته است و او نمی تواند بفهمد . کمال او در حد رفتار طبیعت زمینی اوست . اما این کمال مطلق نیست . همانطور که یک بچه هرچقدر هم از لحاظ فکری پیشرفته باشد باید قبل از رسیدن به سن پختگی از جوانی عبور کند , همینطور که بیمار قبل از اینکه سلامتی خود را بدست بیاورد باید دوره نقاهت را بگذراند . و بعد روح باید در علم و اخلاق پیشرفت کند , اگر روح در یک جهت پیشرفت کرده است باید برای رسیدن به بالای نردبان در جهت دیگر نیز پیشرفت کند اما انسان هرچه بیشتر در این زندگی پیشرفت کند امتحانات بعدی کوتاهتر و کم عذاب تر خواهد بود.
آیا انسان می تواند در این زندگی امیدوار باشد که زندگی آینده اش تلخی کمتری را خواهد داشت؟
بله بدون شک او می تواند مسافت و مشقات راه را کم کند . همه راهها به شادمانی ختم می شود.
آیا یک انسان در وجودهای جدیدش بیشتر از آنچه که هست سقوط می کند؟
در وضعیت اجتماعیش بله اما بعنوان یک روح نه.
آیا روح یک انسان خوب می تواند در تجسد جدیدش در بدن یک جنایتکار وارد شود؟
نه زیرا انسان خوب نمی تواند فاسد شود.
آیا روح یک انسان منحرف می تواند روح یک انسان خوب شود؟
بله اگر توبه کند بنابراین , این پاداش اوست.
پیشرفت ارواح تدریجی است و هرگز به عقب بر نمی گردد , در سلسله مراتب ارواح بتدریج بالا می روند و به درجه ای که رسیدند از آن پایین تر نمی آیند. ارواح در وجودها مختلف فیزیکی خود بعنوان انسان تنزل می کنند اما بعنوان روح نه . بدین ترتیب روح یک شخص قدرتمند در روی زمین ممکن است در جسم یک صنعتگر بسیار ساده وارد شود و بالعکس , زیرا این درجات بین انسانها اغلب بدلیل عدم اعتلای عواطف اخلاقی است . هرود پادشاه بود و مسیح نجار .
آیا امکان ترقی در زندگی بعدی موجب نمیشود که بعضی ها در راه بدی قدم بردارند , به این فکر که بعدا اصلاح خواهند شد؟
کسی که چنین می اندیشد به هیچ چیزی اعتقاد ندارد و ایده یک مجازات ابدی او را متوقف نمی کند , زیرا منطق او , او را به عقب می راند و این ایده به ناباوری درباره همه مچیز می انجامد. اگر برای راهنمایی انسانها فقط از وسایل منطقی استفاده نمی شد اینقدر شکاک در دنیا وجود نداشت . یک روح ناکامل در واقع می تواند همانطور که گفتی در زندگی فیزیکی اش بیاندیشد اما بمحض اینکه از ماده جدا شود او بطریق دیگری می اندیشد , زیرا او بزودی متوجه می شود که در محاسیه اشتباه کرده است و اینجاست که در زندگی جدیدش احساس معکوسی پیدا می کند. بدین ترتیب است که پیشرفت حاصل می شود و بهمین دلیل است که شما در روی کره زمین انسانهایی پیشرفته تر از انسانهای دیگر دارید. بعضی از انسانها از پیش تجاربی دارند که دیگران ندارند اما آنهایی که ندارند کم کم بدست می آورند . این بستگی به خود آنها دارد که پیرفت کنند یا بطور نامعینی به عقب بیافتند.
انسانی که موقعیت بدی دارد مایل است هرچه زودتر آنرا تغییر بدهد.
کسی که یقین دارد که فراز و نشیب این زندگی نتیجه نقصان های اوست در جستجوی آن خواهد بود که یک زندگی جدیدی با آسایش بیشتر برای خود تامین کند و این فکر بیشتر او را از راه بدی برحذر می دارد تا از آتش ابدی که به آن اعتقاد ندارد.
آیا ارواح نمی توانند با تحمل فراز و نشیب این پیکر مادی بهتر بشوند و آیا زندگی مادی نوعی صافی خواهد بود که با گذشت از آن موجودات روحی به کمال خواهند رسید؟
بله اینطور است , انسانها با پرهیز از بدی و انجام نیکی در امتحانات خود موفق می شوند اما این توفیق بعد از تجسد یا تصفیه های متوالی بدست می آید و به هدفشان با کوشش و زمانی کم و بیش طولانی خواهند رسید.
آیا برای بهتر شدن این بدن است که بر رویح تاثیر می گذارد و یا روح است که بر بدن اثر می کند؟
روح تو همه چیز است و بدن تو لباسی است که فاسد می شود همه حرف همین است.
ما از لحاظ مادی نفس را در درجات تصفیه و پالایش با آب انگور مقایسه می کنیم . آب انگور نوعی عصاره دارد که جوهر یا الکل نامیده می شود اما مواد خارجی که تغییر دهنده جوهر آن می باشند آنرا ضعیف می کنند , آب انگور در اینصورت به صافی نهایی نخواهد رسید مگر با تقطیر های مکرر که در هر تقطیر جوهر از آلودگی پاک می شود . جوهر آب انگور باید برای رسیدن به صافی وارد انبیق شود مواد خارجی مانند قالب مثالی هستند که این قالب به همان ترتیب که روح به کمال می رسد خود را پاک می کند.
آیا وجود های فیزیکی ما همه در روی زمین شکل می گیرد؟
نه همه نه , برخی در دنیاهای مختلف : زندگی زمینی نه اولین است و نه آخرین , زندگی زمینی یکی از مادی ترین و دورترین زندگی از کمال است.
آیا نفس در هر مرحله از وجود زمینی از دنیایی به دنیای دیگر می رود یا در چند وجود روی یک کره تولد می یابد؟
روح می تواند چندین بار روی یک کره تجسد یابد بشرط اینکه برای رفتن به جهان های بالاتر تکامل پیدا نکرده باشد.
بدین ترتیب می توانیم چندین بار روی زمین ظاهر شویم , اینطور نیست؟
مسلما همینطور است
آیا ما می توانیم پس از زندگی در دنیاهای دیگر دوباره به زمین بازگردیم؟
مسلما شما می توانستید هم روی زمین زندگی کرده باشد , هم در جای دیگر.
آیا زندگی روی زمین یک ضرورت است؟
نه اما اگر پیشرفت نکنید به دنیای دیگر می روید که ارزش آن را ندارد و بدتر هم خواهد بود.
آیا بازگشت به زندگی در روی زمین امتیازی محسوب می شود؟
هیچ امتیاز خاصی ندارد مگر اینکه شخص در اینجا ماموریت داشته باشد در اینصورت مثل جاهای دیگر پیش می رود.
آیا انسان اگر روح باقی می ماند خوشبخت تر نبود؟
نه روح درجا می زد و پیشرفت نمی کرد درحالی که انسان دلش می خواهد به سوی خدا برود.
ارواح پس از تجسد در جهان های دیگر می توانند بدون ظاهر شدن در اینجا باشند؟
بله مثل شما در سایر جهان ها . تمام جهان ها مشترکند , کسی که در یک جهان ظاهر نمی شود در جهان های دیگر ظاهر می گردد.
بدین ترتیب آیا انسان هایی یافت می شوند که در روی زمین برای نخستین بار ظاهر شده باشند؟
تعدا زیادی هستند و درجات مختلف دارند.
آیا می توان روحی را که برای نخستین بار در روی زمین ظاهر شده است با علامتی شناخت؟
اینکار متضمن هیچ فایده ای نیست.
آیا برای رسیدن به کمال و سعادت متعالی که هدف غائی همه انسانها است روح باید از صافی همه جهانهایی که در کائنات وجود دارد بگذرد؟
نه زیرا جهانهای بسیاری وجود دارد که در یک درجه هستند و روح چیز جدیدی یاد نمی گیرد.
پس کثرت وجودها را بر روی زمین چگونه توجیه می کنید؟
روح می تواند هر دفعه در وضعیت های مختلف قرار بگیرد و این برای او فرصت مناسبی است که تجربه بدست آورد.
آیا ممکن است که ارواح دوباره از لحاظ فیزیکی در یک دنیای نسبتا پست تر از آنچه که زندگی می کرده اند زندگی کنند؟
بله وقتی که آنها برای کمک به پیشرفت بشریت ماموریتی داشته باشند , با خوشحالی تغییرات این وجود را قبول می کنند , زیرا این ماموریت وسیله ای برای پیشرفت آنها است.
آیا این پیشرفت ممکن است با مجازات انجام شود و آیا ممکن نیست که خداوند ارواح عصیانگر را به عوالم پست بفرستد؟
ارواح ممکن است درجا بزنند اما به عقب بر نمی گردند بنابراین مجازات آنها عدم پیشرفت آنهاست و اینکه دوباره وجودهایی را در جاهایی که مناسب طبع آنها نیست شروع کنند.
آنهایی که باید زندگی مجدد را شروع کنند چه کسانی هستند؟
کسانی که ماموریت یا آزمایش های آنها به شکست منجر شود.
آیا موجوداتی که در هر جهان زندگی می کنند به همان درجه کمال رسیده اند؟
نه درست مثل روی زمین است , در بعضی جاها پیشرفته تر و در بعضی جاها عقب افتاده تر است.
آیا روح با رفتن از این دنیا به دنیای دیگر هوشی را که در این دنیا داشته حفظ می کند؟
بدون شک هوش از بین نمی رود اما همان وسیله تظاهر را ندارد , این بستگی دارد به برتری و حالت بدنی که آن را دربرگرفته است.
آیا موجوداتی که در دنیاهای مختلف زندگی می کنند بدنشان شبیه بدن ما است؟
بدون شک آنها بدن دارند , زیرا در تاثیرگذاری روح بر ماده روح باید پوشش در برداشته باشد , این پوشش مطابق درجه خلوصی که روح به آن می رسد , کم و بیش مادی است این همان اختلافی است که ما باید آن را طی کنیم , زیرا مکان های بسیاری در نزد پدر مقدس ما خدا هست و در اینصورت درجات بسیاری نیز وجود دارد , برخی بر روی کره زمین آن را می دانند و بر آن آگاهند و بعضی دیگر مطلقا در آن ناآگاهند.
آیا ما می توانیم حالات فیزیکی و معنوی جهان های مختلف را واقعا بشناسیم؟
ما ارواح نمی تونیم پاسخ دهیم , مگر طبق دانش و درجه ای که دارید , یعنی ما نمی توانیم کل این چیزها را برای همه فاش کنیم , زیرا همه قابلیت فهم آن را ندارند و دهر ناراحتی روانی می شوند.
بتدریج که روح پاک می شود , بدن پوشاننده آن به ماهیت روح نزدیک تر می شود , ماده رقیق تر شده و دیگر در سطح زمین رنجورانه نمی خزد , نیازمندی فیزیکی کمتر می شود و موجودات زنده برای تغذیه دیگر مایل به دریدن یکدیگر نمی شوند . روح رهاتر شده و از اشیاء دور ادراکاتی می یابد که برای ما ناشناخته اند آنچه را که ما با فکر می بینیم او با چشم بدن می بیند.
پالایش ارواح در نزد موجودات متجسد کمال اخلاقی می آفریند. شهوات حیوانی ضعیف می شود , احساسات برادرانه جایگزین خودبینی میشود , بدین ترتیب در جهان های متعالی تر از زمین جنگ را کسی نمیشناسد , نفرت و عدم توافق فاقد موضوعیت است , زیرا هیچ کس فکر بدی کردن به همنوع خود را در سر نمی پرورد. اشراق آنها نسبت به آینده خود و امنیت خاطر ناشی از وجدان فارغ از ندامت آنها موجب بی هراسی آنها از مرگ می شود , فرارسی مرگ را بدون هراس می بینند و آن را یک تغییر شکل ساده می انگارد.
مدت زندگی در جهان های مختلف به نسبت درجه تعالی فیزیکی و اخلاقی این عوالم تغییر می کند و این کاملا منطقی است . هرچه مادیت بدن کمتر باشد کمتر تابع فراز و نشیب هایی که آن را از هم می پاشد , می باشد , روح با پاکی بیشتر , شهوات پست کننده کمتری دارد. این نیز یکی دیگر از خوبیهای قضا و قدر است که بدین طریق رنجها را کاهش می دهد.
آیا با عبور از جهانی دیگر روح از کودکی جدیدی گذر خواهد کرد؟
کودکی در همه جا یک انتقال ضروری است اما در همه جا به کودنی کودک شما نیست.
آیا روح حق انتخاب دنیای جدیدی را که باید در ان زندگی کند دارد یا خیر؟
همیشه نه اما می تواند آن را بخواهد و اگر لیاقت آن را داشته باشد می تواند آن را بدست آورد , زیرا جهان های ارواح قابل دسترسی نیستند مگر بر طبق اعتلای آنها.
اگر روح چیزی را در خواست نکند چه کسی جهانی را که در آن تجسد می کند تعیین خواهد کرد؟
درجه اعتلای آن.
آیا حالت فیزیکی و معنوی موجودات زنده بطور دائم در هر کره ای یکسان خواهد بود؟
نه کرات دیگر نیز تابع قانون پیشرفت اند . همه کرات مثل کره شما از یک حالت پست تری شروع کردند و زمین خود تغییر شکل مشابهی را خواهد داشت وقتی انسانها به خوبی بگرایند زمین شما بهشت خواهد شد.
بدین ترتیب نژادهایی که امروز زمین را پرکرده اند روزی ناپدید خواهند شد و موجوداتی کاملتر جای آنها را خواهند گرفت , این نژاد های تغییر شکل یافته جای نژادهای حاضر را خواهند گرفت همانطور که نژاد حاضر جای نژادهای خشن قبلی را گرفته است.
آیا جهان هایی وجود دارند که روح دیگر قالب مثالی نداشته باشد و در یک بدن مادی قرارنگیرد؟
بله این پوشش اینقدر اثیری می شود که گویا برای شما وجود ندارد این ویژگی ارواح پاک است.
آیا باید چنین نتیجه گیری کنیم که هیچ وجه تمایزی بیین واپسین تجسدها و روح پاک وجود ندارد؟
این وجه تمایز وجود ندارد , اختلاف در حالیکه بتدریج محو می شود مثل شبی که با طلوع نخستین انوار روز رنگ می بازد دیگر احساس هم نمی شود.
آیا جوهر قالب مثالی در همه کرات یکسان است؟
نه این کم و بیش اثیری است . روح با گذشت از جهانی به جهان دیگر ماده مخصوص هر کرده ای را به تن می کند این به همان نسبت که مدتش کم است مبهم نیز هست.
آیا ارواح پاک در عوالم ویزه ای زندگی می کنند یا در فضای کیهانی و بدون تعلق به کره ای خاص هستند؟
ارواح پاک در جهان های ویژه زندگی می کنند , ارواح بر عکس انسانها بر روی کره زمین محبوس نیستند . آنها بهتر از هر کس دیگر می توانند در همه جا باشند.
بر طبق نظر ارواح ساکنان زمین از تمام کراتی که سیستم سیاره ما را تشکیل می دهند از لحاظ فیزیکی و ممعنوی عقب افتاده تر هستند , مریخ از زمین پست تر است و مشتری از هر نظر خیلی پیشرفته تر است . خورشید دنیای مسکن موجودات فیزیکی نیست اما محل ملاقات ارواح متعالی است که از آنجا بوسیله اندیشه بسوی جهان های دیگر پرتوافشانی می کنند این اندیشه ها بسوی ارواح پست تر هدایت می شوند و از طریق سیاله جهانی به آنها منتقل می شود . خورشید از لحاظ فیزیکی منبع الکتریسیته است , همه خورشیدها در وضعیت مشابهی قرار دارند . حجم و دوری خورشید هیچ ارتباط ضروری با درجه پیشرفت جهانها ندارد زیرا بنظر می رسد که زهره پیشروتر از زمین و زحل پس رو تر از مشتری باشد.
ارواح بسیاری که در انسانهای مشهور کرده زمین تجسد یافته اند گفته اند که در مشتری تجسد یافته بوده اند مشتری یکی از جهان های نزدیک به کمال است و انساسن خیلی تعجب می کند که در کره ای با این پیش روندگی انسان هایی را ببیند که عقایدشان در همان مسیری که عقاید انسان های کره زمین است نباشد . اگر متومجه بشویم برخی از ارواح زیست کننده در این سیاره به روی زمین می آیند تا ماموریتی را انجام دهند که از نظر ما این ماموریت در درجه اول قرار ندارد , تعجب خواهیم کرد , ثانیا بین زندگی زمینی و زندگی مشتری می توانند حد واسطی داشته باشند که پیشرفت نمایند . ثالثا در کره مشتری مثل کره ما درمجات مختلف رشد و پیشرفت وجود دارد و اینکه بین این درجات فاصله ای وجود دارد که در کره ما وحشی را از انسان متمدن متمایز می کند. بدین ترتیب صرف زندگی در مشتری دلیل بر رسیدن به سطح موجودات بسیار پیشرفته نخواهد بود بهمان نسبت که زندگی کردن در پاریس دلیل آن نیست که انسان دانشمند یک دانشگاه شود.
شرایط طول عمر در همه مجا مانند کره زمین نیست و سن را نمی شود مقایسه کرد , یک فرد متوفی که چند سال قبل مرده بو احضار گردید و گفت که شش ماهی بود که ر این دنیایی تجسد یافته بود که برای ما ناشناخته است از سن او در آن دنیا سوال شد و جواب داد من نمی توانم آن را اندازه گیری کنم زیرا ما مانند شما حساب نمی کنیم وانگهی حالت وجود مثل کره شما نیست در اینجا خیلی سریعتر رشد می کنیم معذالک از نظر شما من شش ماه است که در اینجا هستم ولی ازطریق هوش خود می توانم بگویم که از لحاظ سن زمینی سی سال دارم.
جوابهای مشابهی از اوراح دیگر رسیده است و هیچ دور از حقیقت نیست . آیا ما روی زمین خیلی از حیوانات را نمی بینیم که ظرف چند ماه به رشد معمولی خود رسیده اند چرا همین وضعیت برای انسان در کرات دیگر نباید باشد؟ مضافا رشد اکتسابی انسان بر روی زمین در سن سی سالگی شاید در مقایسه با آنچه که باید به آن برسد نوعی کودکی بیش نباشد. اگر در آفرینش ما همه چیز را برای خود بخواهیم و همه چیز را به خود محدود کنیم بسیار تنگ نظر خواهیم بود و اگر فکر کنیم در خارج از ما خداوند امکان هیچگونه قدرتی ندارد پایین آوردن مقام الهویت است.
| |
نام: | |
ايميل: | |